چی شد که آشپز شدم...
چی شد که آشپز شدم... این سوالی است که بارها از خودم پرسیدم و هر بار جوابش را در عشق به طعمها، خاطرات و خلاقیتی یافتم که در هر لقمه غذا نهفته است. برای من، غذا تنها یک نیاز روزانه نیست؛ بلکه ترکیبی از عشق، هنر و خاطره است. هر مزه، هر بو و هر ظرف غذا، بخشی از گذشتهام را زنده میکند؛ خاطراتی که از کودکی تا امروز با من رشد کردهاند و تکامل یافتهاند. ما همیشه در جستجوی آن طعمهای آشنا و خاطرهانگیز هستیم، اما در عین حال، مشتاقیم تا مزههای جدید و متفاوت را نیز کشف کنیم.
داستان آشپز شدن من، داستان غرق شدن در دنیای طعمها و کشف رازهای پنهان در هر ماده غذایی است. از همان دوران نونهالی، عشق به آشپزی در من شکل گرفت. یادم میآید که چطور برای خودم غذا درست میکردم و سعی میکردم چیزهای عجیب و غریب خلق کنم. یک نیمروی ساده یا یک املت معمولی را به شکلهای متفاوت و خلاقانه درست میکردم. کتابهای آشپزی مادرم گنجینهای بودند که بارها و بارها ورق میزدم و ساعتها وقت میگذاشتم تا درباره غذاها فکر کنم و آنها را تجسم کنم.
زمان گذشت و من بزرگ شدم. به سنی رسیدم که باید تصمیم میگرفتم چه شغلی را انتخاب کنم. آیا واقعاً میخواستم به رویای کودکیام، که سرآشپز شدن بود، برسم؟ این سوال بارها در ذهنم مرور میشد. گاهی اوقات، وقتی مردد میشدم، مینشستم و برنامههای آشپزی یا انیمیشن محبوبم، "موش سرآشپز"، را تماشا میکردم. این برنامهها به من یادآوری میکردند که آشپزی تنها چیزی است که واقعاً مرا خوشحال میکند و برایم اهمیت دارد.
عکسی که اینجا آپلود کردهام، یادگاری از یکی از مهمترین روزهای زندگیام است؛ روزی که اولین مصاحبه کاریام را در یکی از بهترین رستورانهای شمال تهران انجام دادم و به عنوان آشپز مشغول به کار شدم. در این عکس، شخصی را میبینید که برای بسیاری از علاقهمندان به آشپزی آشناست: شِف فرانسوا حسین، کسی که با برنامه تلویزیونی "دستپخت" معرفی شد خدا رحمتشان کند. روزی که ایشان را در محوطه پاساژ اطراف رستوران دیدم، انرژی مضاعفی گرفتم تا با قدرت بیشتری در این مسیر قدم بگذارم.
مسیر حرفهای من از طریق برنامه "دستپخت" و ارتباط با یکی از داورهای افتخاری این برنامه، شِف رامین باغستانی عزیز، شکل گرفت. این برنامه نهتنها دریچهای به دنیای حرفهای آشپزی برایم باز کرد، بلکه به من یاد داد که آشپزی تنها ترکیب مواد اولیه نیست، بلکه خلق هنری است که با عشق و خلاقیت همراه است.
امروز، هر بار که در آشپزخانه میایستم و دست به کار میشوم، احساس میکنم که بخشی از خاطراتم را زنده میکنم و در عین حال، طعمهای جدیدی خلق میکنم که میتوانند خاطراتی نو برای دیگران بسازند. آشپزی برای من، تنها یک شغل نیست؛ راهی است برای بیان عشق، هنر و هویت من.
نظرات کاربران